![]() |
![]() |
|
|
آره... تعجب کردید؟ سیاست "یواش یواش تو قلبم لونه کردی" سیاست این روزهای این مملکته. یواش یواش بنزین کارتی شد. یواش یواش سهمیه بندی شد. یواش یواش گرون شد. یواش یواش قیمتش آزاد شد. یواش یواش هم دهن ملت سرویس شد..... یارانه یواش یواش کم شد... یواش یواش گفتن جاش کارت انرژی میدیم... یواش یواش هم دیگه نمیدن.....
1- آقایون، حرف بزنیم میگین سیاه نمایی ممنوع... ولی تو رو خدا یه بار هم بگین ماست مالی ممنوع.... اقایونی که میگین الگوی مصرف اروپا چنین است و چنان است... آیا تجهیزات مصرف کننده انرژی ما هم کیفیت و سطح تجهیزات اروپایی رو داره؟ اتومبیل های ما که مصرفشون حد اقل دو برابر ماشین های هم رده خارجیه چرا باید تولید بشه؟ چرا تولید کننده ما نمیتونه محصولی با اون کیفیت تولید کنه؟ چرا مزدا 3 با حجم موتور 2000 سی سی مصرفش با پراید 1300 سی سی یکسانه؟ چرا با پول یه پراید تو اروپا میشه مزدا 3 خرید ولی تو ایران هنوز باید تکنولوژی 20 سال آمریکا رو بخریم و اسمشو بزاریم تابوت متحرک؟ چرا... چرا.... چرا؟ اگه الان جواب ندین یه روزی ازتون جواب میکشن... از من گفتن بود. 2- هیچ کس منکر لزوم حذف یارانه ها نیست. ولی یه سوال. منابع حاصل از این صرفه جویی چی میشه؟ کی به مردم جواب میده؟ آیا صرف کم کردن 70 درصد اتلاف در شبکه برق میشه؟ آیا صرف کم کردن میانگین 10 درصد تبخیر در پمپ های بنزین میشه؟ آیا صرف تعویض نازل هایی که تو باک 37 لیتری پراید 50 لیتر مخلوط هوا و بنزین میزنن میشه؟ صرف ساخت نیروگاه های گازی و اتمی میشه؟ اگه الان جواب ندین یه روزی ازتون جواب میکشن... از من گفتن بود. 3- دروغ گفتن هاتون کی تموم میشه؟ تا کی میخواید این سقوط رو سعود جلوه بدین؟ بابا با خر که طرف نیستین! داریم میبینیم که زمین داره میاد تو صورتمون.... اگه الان جواب ندین یه روزی ازتون جواب میکشن... از من گفتن بود. پ.ن: من اصلا سیاسی نیستم. ولی حالم به هم میخوره از هر کسی که ادعا کنه مرد سیاسته ولی تنها حرفی که از دهنش بیرون میاد دروغ و چاخان باشه... مگه سیاست ما عین دیانت ما نبود؟ پس چی شد که سیاست ما عین چوپان دروغگو شد؟ دینتون کجا رفت؟ فروختیدش به حساب های بانک سوئیس و ویلاهای موناکو؟ همین و والسلام.... |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه نهم مرداد 1390ساعت 20:5 توسط مهدی رضاپور |
|
|
سلام
این روزا برای آدمایی که تو فکر خود اشتغالی هستن روزای سختیه. بانک ها سخت وام میدن و اگه هم میدن اونقدر بهرشون سنگینه که روی نزول خورها رو سفید میکنن. دوست و آشنا پولی تو دست و بالشون نیست که ازشون قرض بگیرن. خودشونن هم اکثرا پس انداز یا سرمایه ای ندارن. راه حل این مشکل چیه؟ چطور باید برای ابتدای کار سرمایه لازم رو تهیه کنن؟ یه راه حل اینه که ابتدا یه کسب و کار خیلی کوچیک که به سرمایه کم نیاز داره راه بندازن و سود حاصل از اون رو صرفا پس انداز کنن. یا یه جایی مسغول به کارمندی بشن و مازاد درآمدشون (البته اگه مازادی باشه و کسری هم نیارن) رو پس انداز کنن. راه دوم جمع کردن سرمایه به صورت خرد خرد از دوست و آشنا و فامیله. یعنی اگه به 10 میلیون نیاز داری از هر کدوم از اقوامت یا دوستانت که بهت قرض میدن (فکر کن 1 درصد) یک یا دو میلیون بگیری و 10میلیون رو جور کنی راه سوم ندارم. جون هر کی که دوستش دارین اگه راهی به ذهنتون رسید به من هم پیشنهاد بدین... یه عمر دعاگوتون میشم.... موفق باشید و مثبت... |
|
+ نوشته شده در
جمعه هفدهم تیر 1390ساعت 3:3 توسط مهدی رضاپور |
|
|
... طولانی ترین سفرها با اولین قدم آغاز می شود...
حتما این جمله معروف رو شنیدین. اما تا به حال کسی بهتون گفته مراقب اولین قدم باشین؟ خشت اول گر نهد معمار کج... تا ثریا میرود دیوار کج این اسم Fencer دست از سر من بر نمیداره. دیگه رسما شخصیتم هم شده معنی این اسم. راستی: یه چیزی رو فهمیدم که اینجا بنویسم بد نیست: باید استقامت کرد... مهم نیست تا کی ولی باید ایستاد و مبارزه کرد. موظفیم به وظیفه... مکلف نیستیم به نتیجه... |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه هفدهم خرداد 1390ساعت 13:2 توسط مهدی رضاپور |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
|
|
| نوشته های پیشین |
|
مرداد 1390 تیر 1390 خرداد 1390 |
| پیوندها |
|
اندیشه پردازان حاسب آقا رضا، سان شاین و کوچولو wonder-girl |
|
RSS
|